۱۳۹۲ مهر ۱۳, شنبه

جا -دو یاشایدهم-سه

زنگ میزنم میپرسم خوب امکانتش هم میشه بگین؟
میگه موکت داره..دستشویی! حموم! آشپزخونش گازداره سینک داره!
رفتم دیدم واقعااغراق نکرده بود.تازه میگفت هیچی باخودتون نیارین چون همه چی هست!
والاهرجامیرم یاجانداره یامن وضع وشرایط زندگیشو میبینم راضی نمیشم..چقدرضعیف وناسازگارم..اصلاکابوس شده واسم.دارم پشیمون میشم که چرااومدم اصلا.اینجاخونه زهرا خوب یه راحتی های داره..امااصلانمیدونم چراطاقتم صبرم کم شده حساس شدم..سرم دردمیگیره حوصله خنده وشوخی روندارم.
-رفتم به یکی دوتاازاین اگهی ها که تلفن نداشتندایمیل دادم خیلی دقت میکنم به متن آگهی و ادرس ایمیل.نوشته بود به همخونه آروم وباشخصیت احتیاج داریم!یه نفرجواب میده میگه من نویدهستم دانشجوی فلان،قیمت بهمان حالاتوافق میکنیم.برمیگردم نگاه میکنم نوشته بود توآگهی جنسیت خانم.نیازمندهمخانه خانم..ایمیل هم مگه افروزاسم دخترنیست!
-تهران به این بزرگی واسه من جانداره.
-سریال چندین قسمتی شده تاوقتی یه جاپیداکنم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر