۱۳۹۲ مهر ۹, سه‌شنبه

خونه زهراکه اصلا نمیتونم بمونم.باهمه اصراری که خالصانه داره میکنه.برادرکوچیکترش هم اومده اینجا.سراغ یه پانسیون ازیه آشنایی گرفتم.گفته خوبه راضیه..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر