۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه

ساراکورو

کوچیک که بودم این کتاب داستان ساراکورو روخیلی دوست داشتم.تازگیها احساس میکنم زندگیم شده تاحدودی شبیه به داستان ها وقصه هایی که بچگی ونوجوانی میخوندم وخیلی دوست داشتم! دوست داشتنه باعث شد تصویراون رویاروحقیقی کنم ناخودآگاه!
آره داشتم میگفتم حس ساراکورورودارم!
باخیلی چیزهام نمیدونم چکارکنم! بهم نمیان! انگاردروغن!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر