اسمشوگذاشته بودم دگردیسی..که توهرآدمی یه زمانی بایداتفاق بیفته که بعدازاون تازه ویژگی های انسانی ای مثل آگاهی وهوشیاری پیدامیکنندشبیه یه بیدارشدن یا ازتوپیله دراومدنه..حالاراجع به مردهاهمراه باویژگی های مردونه ست وبرای خانمهاباخصوصیات زنونه وفطرت خودشون تکامل پیدامیکنه..اماخوب این دگردیسی یه چیزی فراتراز زن بودن ومردبودنه..که اون انسان بودنه..این نقطه عطف فکرمیکنم ازجایی شروع میشه..یه اتفاق سخت یه مشکل بزرگ یاحتی رسیدن به پوچی وبی معنایی زندگی وحتی افراط درخوشی ممکنه تلنگرش باشه وبشه مقدمه ای واسه تغییر..این روند بلوغ درونی آدمهاست که تاهراتش تورفتاراجتماعیش هم تاثیرمیزاره..بعدازاینه که آدم تقریبا به همون شکل باقی میمونه.این اتفاق هم فکرمیکنم یباربه صورت بزرگ وموثرپیش میادواسه آدمها هرچقدرزودتر بین بیست تا سی سالگی پیش بیادبهتره چون مهمترین تصمیمات زندگیش توهمون دوره ست وبراساس شکل ثابت شده ش میتونه تصمیم بگیره ومطمعن باشه بعدها پشیمون نخواهدشد..بعضی هاهم هستن اصلا این دوره دگردیسی روتجربه نمیکنندهیچ جااجازه نمیدن که اززیر این فیلترردشن و تغییرکنند تومرحله پاسخگویی ومسولیت انسانی قراربگیرند..بعدازاون دیگه ناامیدکنندست ازاون آدم انتظاری داشته باشی..ازکسی که این دوره زوگذرونده ومحصولش بازهم تغییری نکرده یا ازکسی که اصلا ازاین فرارکرده تاتوعالم خودخواهی وخودپرستیش بمونه..
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر