۱۳۹۳ اردیبهشت ۹, سه‌شنبه

چندخطی نوشتم شایدهم حرفهایی بود که آخرین ته مانده های حرفهای دلم به حساب میومد.امابعدباخودم گفتم وقتی فرقی نمیکنی حتی اگه همه چی تغیرکنه چرابنویسم..
هیج وقت فرقی نمیکنه فکرکردنت..وبهتراینه که وقتی تمام حرف و احساس این روزهام اینه همین رو بگم:
محمدخسته شدم..
خسته شدم..خسته شدم ازاینکه می دونم آدمها هزارراه برای ابرازنگرانی و اهمیت به همدیگه پیدامی کنند وتوتنها راه رو نشون دادن نگرانی برای ازدست دادن پاکی میدونی!
این خیلی سنگینه ..خیلی اهانت آمیزه بیشترازین نمی تونم بفهمم که چراباید فکرکنی که وقتی نمینویسم وقتی به تصورت نیستم ، میتونی حالادرشکل وظاهر نگرانی و مهربانی بهم در لفافه تهمت بزنی..
ماکه حرفامونوزدیم یا بهتره بگم شماکه همه حرفهاتوزدی قولی که من دادم یه تلاشه برای خداست تازمانی که خودش کمکم میکنه تازمانی که خودم بتونم..واصلامساله بین من وشما نیست.
باهمه دلشوره ای که همراه باتوپابه پای لحظه های هرروزی که تو احساسش کردی هرروزم رو زجرکشیدم..
خسته شدم و
میخوام زندگی کنم حتی خالی..!
به این خاطرکه نمی خوام و دلیلی نیست که بخوام بازهم این رو و یا هرچیزدیگه ای رو همیشه بهت ثابت کنم.

=ترجیح میدی که اینطورفکرکنی و این روتنها راه آروم کردن خودت برای بی تابی که از نادیده گرفتن "حقیقتی که هست وداره به هر ذره ای اشاره و تمنایی شده میگه که وجود دارم "،میدونی..
برای اینکه دیرنشه نمیشه تنها حرف زد..نمیشه با حرف زدن هیچ چی روتغییرداد و آروم شد..بایدخواست که دید و باورکرد..وغیرازین هیچ انتظاری دیگه نمیشه داشت.

۱۳۹۳ فروردین ۲۷, چهارشنبه

امیدوارم امسال؛ این عددسال بخش ناپذیربرهیچ عددی برام مبارک باشه همينطور برای خانواده ام وهمه عزیزام..وقتش باشه که یه چیزهایی دیگه فرق کنه وخدا نخوادکه تنهام بزاره..
یه چیزهایی فرق کرده و همینطوربمونه..اینکه بخوام همه تمرکز و حواسم به درسمو یادگرفتن چیزهای تازه و تجربه های شیرین باشه..اینکه خیرپیش بیاد و بمونه..
اینکه اگه قرارباشه تو شرایطی بمونم که همه لحظه ها عذابی ازتحقیر روبچشم با تمام دلتنگی ای که بغض میشه وسط حرف زدنهای هرروزه ام..با تمام خط خطی شدن آرزوهام..باهمه تیره وتارشدن دنیام با همه کم آوردنم تو این روزگار..
فاصله بگیرم
اينکه به جاى سالها دونيمه بودن ،بعدازين نيمى درمن براى هميشه بميره
تاوقتی که احساس کنم که درک میشم..
به همراه اشتباهاتم..
وهمونطورکه هستم پذیرفته میشم.
هیچ کسی جزبنده ها خاص خدابرای همه عمرفرشته نبوده و نخواهدبود.
هيچ کس.. نه تو ..نه او..نه من..
واينکه هيچ  خطايى بزرگترازاين نيست که درمقابل اشتباهى, اشتباه کنى!

من مطمعنم همه حسن نیت واعمالم رونشون دادم و درمقابلش دیدم وشنیدم اونچه که نباید میدیدم..
نگرانی این شکلی نیست جنسش این جنسی نیست..ترس هم همینطور..
اینهااحساساتی باجنس دیگه ای که به خیال خودمون اینطورتصورمیکنیم.