۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه

دارم به دکلمه عليرضااکبرى ماکويى بااون آهنگ ملايم دلنشينش گوش مى کنم ...
حرف ديگه اى ندارم

۱۳۹۳ شهریور ۲, یکشنبه

حال دلم شعرى ست که نيست
که نيامده است
که نبوده است
که نخواهد آمد..

۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه

دوباره افتادم به خونه پيدا کردن و سروکارم با شماره هاىى که پسر از آب در ميان!:/

ىه حس بدى بهم دست مى ده!  ياد تو مى افتم!
اينکه چه راحت چون اروپا بود تونستى برى!چه خوب هم لابد توجيح کردى!  براى تو هيچى بد نىست براى من اما..
اينجاهم شده مثل اروپا ها..
زياد ديگه فرقى نمى کنه انگار !
اره ديگه فرقى نمى کنه! اصلا براى تو هيچى فرق نمىکنه تو هميشه خوبه داستانى و من تاابد بد داستان مى مونم!
بعضى وقتا خوبه آدم خودشو از روبرو ببينه!

۱۳۹۳ مرداد ۲۷, دوشنبه

بيا نزار هيچ کس باشه..

هيچ کس هيچ جورى..
هيچ کس نفهمه اون هايى که تو فقط مى فهميدى ..
هيچ کس ندونه..
هيچ کس اصلا نبينه
مثل يه آدم نامرئى که ديده نمى شه
هيچ کس ندونه
هيچ کس فکرشو حتى نکنه

بيا
بيا.. و اجازه نده..
که ديده بشم
که خبردارشن اون هايى که تو فقط مى دونستى..

حالم اصلا خوب نيست..نمى تونم بخوابم..تمام مدت خواب انگار حرفى دارى که مى خواى به من بگى.الان دوه هفته ست که فقط چشمامو مى بندم نمى خوابم..

۱۳۹۳ مرداد ۲۵, شنبه

حالم اصلا خوب نيست..نمى تونم بخوابم..تمام مدت خواب انگار حرفى دارى که مى خواى به من بگى.الان دوه هفته ست که فقط چشمامو مى بندم نمى خوابم..

۱۳۹۳ مرداد ۲۴, جمعه

اين عمره که داره ميره..
اين همه گنجى بود که من و تو باهم قرار بود تقسيمش کنيم..
اين گنج که ازدستش دادى و داديم و به جاش خواستى که من تنهايي بدون تو تقسيم پذير باشم

۱۳۹۳ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

چقدر با شروع نوشتن دوباره ات حالم بد شده..

امشب بازهم ازون شب هاست که بعد مدتها با چشاى خيس هنوز خوابم نبرده..
چقدر من هنوز روبروى تو بى دفاع و شکستنى ام..
پقدر بى توان و اضافى..
خداجونم..
به دلم نگاه کن و ببين ..
کى خوب ميشم؟
ميشم ؟
اصلا؟
چطور مى تونى
چطور ميشه..
چطور..

چطور....
خدا اين دنيا چجوراست که هرچى ممکنه..
هرچى ..
الا..
چرا اون که ممکن شد محاله من بود فقط..

۱۳۹۳ مرداد ۱۱, شنبه

گاهى فکر مى کنم چقدر خوشبختم!

گاهى فکر مى کنم چقدر خوشبختم!