همون آخر
اين عمره که داره ميره.. اين همه گنجى بود که من و تو باهم قرار بود تقسيمش کنيم.. اين گنج که ازدستش دادى و داديم و به جاش خواستى که من تنهايي بدون تو تقسيم پذير باشم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر