۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه

دوباره افتادم به خونه پيدا کردن و سروکارم با شماره هاىى که پسر از آب در ميان!:/

ىه حس بدى بهم دست مى ده!  ياد تو مى افتم!
اينکه چه راحت چون اروپا بود تونستى برى!چه خوب هم لابد توجيح کردى!  براى تو هيچى بد نىست براى من اما..
اينجاهم شده مثل اروپا ها..
زياد ديگه فرقى نمى کنه انگار !
اره ديگه فرقى نمى کنه! اصلا براى تو هيچى فرق نمىکنه تو هميشه خوبه داستانى و من تاابد بد داستان مى مونم!
بعضى وقتا خوبه آدم خودشو از روبرو ببينه!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر