۱۳۹۳ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

امشب بازهم ازون شب هاست که بعد مدتها با چشاى خيس هنوز خوابم نبرده..
چقدر من هنوز روبروى تو بى دفاع و شکستنى ام..
پقدر بى توان و اضافى..
خداجونم..
به دلم نگاه کن و ببين ..
کى خوب ميشم؟
ميشم ؟
اصلا؟
چطور مى تونى
چطور ميشه..
چطور..

چطور....
خدا اين دنيا چجوراست که هرچى ممکنه..
هرچى ..
الا..
چرا اون که ممکن شد محاله من بود فقط..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر