۱۳۹۲ مهر ۱۱, پنجشنبه

مثلابه خیال خودم فکرمیکردم اینکه این چیزواونچیزو که منویادهیچی نندازه دوربندازم یادم میره چی شد وچه کارکردم..امااین خودمم که دورریخته بایدمیشدم..
راستش خوب بودن هم دردی رو دوانمیکنه جزاینکه هرلحظه یادم میاد وازخودم میپرسم..خوب میمردم مثلا همینطوری زندگی میکردم..چه مرگم بود..چیم کم بود..روزگارهم که ازاین روزهابدترنبود..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر