۱۳۹۲ آبان ۱۶, پنجشنبه

ماشین سواری

زودتربرسم خونه که گریه کنم...امشب که دیگه هیچ کی خونه نیست نشستم توبی آرتی یه ساعت وربع رفتم تاصادقیه وبرگشتم..ماشین سواری خوبی بود!..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر