همون آخر
زودتربرسم خونه که گریه کنم...امشب که دیگه هیچ کی خونه نیست نشستم توبی آرتی یه ساعت وربع رفتم تاصادقیه وبرگشتم..ماشین سواری خوبی بود!..
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر