باید تورامخفی کنم..
دیگر باهمه تمهیدات امنیتی
مثلا هزارپستوی دلم..
چاقورادستت داده ام،
التماس میکنم که این زخم رابزن
بزن..
تااینجای کارمشکلی نیست
میترسم از آن روز
جان که بدهم
همه سراغ تورابگیرند
بعیدنیست یک روزبیایند و بی محاکمه تورادستگیرکنند
وحق به جانب قصاص بخواهند!
ازآن روز میترسم
باید زودتر
هرچه نشانی ازتوپیداست راپنهان کنم..
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر