ازون وقت تاحالا داشتم دقیقا زارمیزدم..
اینکه به زارزدن رسید تقصیرتوشد..
قبل اینکه دوباره بنویسی رفتم یه چیزهایی نوشتم که جرعت زیادمیخواست
بعدکه دیدم نوشتی پشیمون شدم وبااحساسات همون لحظم نوشتم..بعدبازهم ترسیدم زیادضعیف بودم وصادقانه..
زیادی صادق بودن هم جرعت میخواد.آدم احساس لخت شدن میکنه..
الان آرومم..
الان بارسومه که این ازآب دراومد..
کاش خیلی ی ی ی ی ی بهت اعتمادداشتم ..
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر