۱۳۹۲ شهریور ۳۰, شنبه

ناراحتم ازاین وضع..این که به خودم اجازه میدم نگرانش باشم!!دست خودم نیست اما اینکه اینجوری مینویسه..اینجوری مسافرشده..اینکه نکنه یه وقت واقعاشرایط همینجوری که ازش حرف میرنه ست باشه ..دلم داره مثل سیروسرکه میجوشه...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر