۱۳۹۲ شهریور ۲۷, چهارشنبه

من نخوام بخندم نخوام شادبشم بایدچکارکنم..وقتی قراره صدبرابر اون لحظه غم بریزه تودلم همه روزهای بعدمو..من نخوام اصلاامیدواربشم به زندگی که میتونه روزهای خوب هم داشته باشه بایدچکارکنم..وقتی هزاربرابراون لحظه دلم نگران روزهای یه نفردیگه میشه بعدش..که روزهای خوب تنهاواسه من چه معنایی داره..
-خدابایدیه راه دیگه جزگریه کردن واسه این حال میزاشت..یامن نبایداونوقت هاگریه میکردم وقتی هنوزنمیدونستم درد یعنی چی ..تاوقتی به اینجای زندگی رسیدم کم نمیاوردم حال خودمونفهمم وندونم واسه آروم شدنم بایدچکارکنم..
-خداچقدرسخته..چقدرسخته..چقدرسخته..چقدرسخته..خدایایه کاری کن خواهش میکنم یه کاری کن...برای من نه..یه کاری کن خواهش میکنم..غلط کردم تودعاهام برای خودم هم چیزی خواستم..اشتباه کردم..خداجونم..توروبه خداییت..مگه من غیرنیستم!؟ مگه دعاواسه دیگران زودتربراورده نمیشه..خداخواهش میکنم کاری کن.منوباآرامش برهم زده او عذاب نده..باغم اوامتحانم نکن..خداجونم م م..خواهش میکنم یه کاری کن..دیگه چنرزوز چندماه چن سال..تمومش کن. فقط ازدست خودت برمیادیه کاری کن..عذاب من مال خودم..خدااااخواهش میکنم او روبیاربیرون ازاین جهنم...من دگه نمیدونم چکارکنم..به خداییت نمیدونم..به بزرگیت نمیدونپ..چکارکنم که درست شه..چکارکنم که یه ذره فقط بهترشه..بره آروم شه..چکارکنم که بتونه زندگی کنه.دیگه نمیدونم.خداتوروبه خداییت یه کاری کن.من که گندزدم.خوب درست نمیشه هیچ جوری.من که سوختم .خوب توچرانمیزاری او بره دنبال زندگیش..خدایا من اشتباه کردم اون دعاروتومکه ت کردم..غلط کردم باهات شرط بستم سرتوانایی که نداشتم.سرعهدی که باهات نموندم..سرقسمتی که مال من نبود.خدایاغلط کردم گیردادم.غلط کردم دست توتقدیرت بردم واصرارکردم.خداجونم خداااا..توروبه خداییت یه کاری کن.یه کاری کن رهاشه..خدامن دارم میسوزم ازاین درد..این دردش ازهردری بیشتره چقدرخودموبزنم به اون راه چقدرخودخواهی تزریق کنم به خودم چقدربه خودم بگم فکرخودت باش فکرزندگیت باش..چقدرحواسموبه غصه های خودم بدم که مثلا یادم بره..چقدربه بدبختیای خودم فکرکنم وقتی فایده نداره..بابااین دردازیه جای دیگست.من ازیه جادیگه دارم میسوزم.خداجونم توکه میتونی..توکه میتونی آرومش کنی..توکه میتونی براش درامیدبازکنی.مگه نمیتونی.خداجونم توچراحواست به منه..من امیدنمیخوام من تغییرنمیخوام من پیشرفت نمیخوام من هیچی نمیخوام..خداااا به او امیدبده به اوجون دوباره بده..من نمیدونم چکارکنم.هیچ کاری بلدنیستم کنم..هیچ کاری ازدستم برنمیاد..امادارم عذاب میکشم..خدااشتباه کردم اگه دعای دیگه کردم.اگه ته دلم چیزدیگه میخواست..اگه بازهم فکرخودم شدم.اگه بارهم دلم واسه خودم سوخت ورویاهام..من هیچی نمیخوام..فقط برگرده به خوشحالی..برگرده به امیدواری..برگرده به خواسته هاش اززندگی..برگرده به ثبات وتکلیفش..
خدایابایدچکارکنم.بایدچکارکنم که دعاموقبول کنی..خداااخواهش میکنم..خداااااهیچ وقت فکرنمیکردم به اینجابرسم که همه آرزوم این باشه..من اشتباه میکردم فکرمیکردم میمیرم اگه ..
خدامن اینجوری دارم  میمیرم هرروزهزاربار..خواهش میکنم بسه خدا..خدایااین قبول نیست که منوازعذاب اون شکنجه کنی خداجونم.من فقط خودم گناه کردم..خدابزارفقط دردازدست دادن داشته باشم..نه دردحال اون..خدااینجوری که من به کفرمیرسم..خواهش میکنم خدااا..
خداخودم میدونم میدونی.. میدونم من بدم..میدونم چقدر بدکردم.میدونم چقدرپستم که عصبانی میشم..میدونم تف هم نمیشه انداهت روصورت کسی که اینهمه بهش اعتمادکرده بودی و...! میدونم اونی که بعدعشق دنبال حقه تودوست داشتن هیچ وقت عاشق نبوده...!میدونم..غلط کردم..میدونم خیلی گندم..خیلی نمک نشناس بودم.خیلی خودخواه بودم..
میدونم خیلی رودارم که گاهی شاکی میشم..خیلی چیزارومیدونم اماخودمومیزنم به اون راه که دردم نگیره..میدونم خیلی بدم..اما هرلحظه که خودموزدم به فراموشی هزاربرابرشوعذاب کشیدم ازیه لحظه یادآوری..خدایاااا
خواهش میکنم میدونم هیچ حقی ندارم..
اما حق دعاکه دارم.
خدایایه کاری کن ..خواهش میکنم یه کاری کن..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر