فکرمیکنی که من الان نمیتونم به دیگران نگاه کنم و مثلا قبطه بخودم وسرخورده بشم بعدیه روزی ازهمین روزها که تنهام ودورم ازخونه وهمه جورآزادی تانهایتش دارم واصلاشمانه تنهابی خبری بلکه هیچ مسولیتی هم وجدانم برای خودم نشناسه بره و یه جوری حالا هرجوری شده برم دنبال ازین حق هایی که شماازش تعریف میکنی!
فکرمیکنی که من الان انقدر محدودم که یایه کانفرم ریکویست شیپ بخوام رابطه ای روشروع کنم!
بعدفکرمیکنی من چرابایدبخوام که برگردم که شمااینهمه به رخم بکشی همه گناهانی که میخوام یه جوری پشت سرم بزارم؟ نمیتونم الان باکسی باشم که خیلی ازین رفتارهای آزادانه عرف امروزی روحق دوتاآدم بدونه وچیزی ازگذشته روبه رخم بکشه؟
فکرمیکنی که من الان انقدر محدودم که یایه کانفرم ریکویست شیپ بخوام رابطه ای روشروع کنم!
بعدفکرمیکنی من چرابایدبخوام که برگردم که شمااینهمه به رخم بکشی همه گناهانی که میخوام یه جوری پشت سرم بزارم؟ نمیتونم الان باکسی باشم که خیلی ازین رفتارهای آزادانه عرف امروزی روحق دوتاآدم بدونه وچیزی ازگذشته روبه رخم بکشه؟
بعدچرااصلادولادولا شترسواری کنم!
من هیچ عقده ویاکمبود یا اشتیاق سرکوب شده ای برای بدست آوردن چیزی ندارم!اینوبازهم میگم!
خودمومیشناسم وایننومطمعنم
من هیچ عقده ویاکمبود یا اشتیاق سرکوب شده ای برای بدست آوردن چیزی ندارم!اینوبازهم میگم!
خودمومیشناسم وایننومطمعنم
بله شاید میخوای بگی بعداینکه بامن میمونی وآزادی های فردیت گرفته بشه این احساس درتوایجادمیشه وتوآدمی نیستی که دووم بیاری!
زمان همیونطورکه ثابت کرده بازهم ثابت میکنه..
هنیشه که حقیقت یه جورنیست..
من اززمان درس گرفتم واشتباهاتمومیدونم.
تونمیتونی بپذیری روندگناهکارشدنمووقتی میگم نه ازسرتوجیهه ازسرعلت پیداکردنه که دوباره اتفاق نیفته
خوب میگی راه های دیگه هم هست راه هایی که تاحالاپیش نیومده وتواونجانقطه ضعف داری!
بابابه خدابزرگ شدم! میفهمم میدونم !
همیشه دارم میگم امابایدتاکیدکنم که باورکنی
این داستان دوجوراتفاق ممکنه بیفته صادقانه میگم
وبعدمیگم که احتمال هیچ کدومشون نیست..
من بایددوتاخلا داشته باشم عاطفی ویه چیزدیگه
اون یه چیزدیگه روقاطعانه میگم واصلاحتی دوست ندارم مکث کنم روصحبتش نیست! هیچ وقت نبوده!اگه جوردیگه ای به توثابت شده من خودم دردرونم میدونم چه جوریاست وبرای شماتوضیح دادن توجیه فقط.پس اصلا فقط میگم این نیست وهیچ وقت این دلیله دوم نمیتونه منوازراهم دورکنه.
زمان همیونطورکه ثابت کرده بازهم ثابت میکنه..
هنیشه که حقیقت یه جورنیست..
من اززمان درس گرفتم واشتباهاتمومیدونم.
تونمیتونی بپذیری روندگناهکارشدنمووقتی میگم نه ازسرتوجیهه ازسرعلت پیداکردنه که دوباره اتفاق نیفته
خوب میگی راه های دیگه هم هست راه هایی که تاحالاپیش نیومده وتواونجانقطه ضعف داری!
بابابه خدابزرگ شدم! میفهمم میدونم !
همیشه دارم میگم امابایدتاکیدکنم که باورکنی
این داستان دوجوراتفاق ممکنه بیفته صادقانه میگم
وبعدمیگم که احتمال هیچ کدومشون نیست..
من بایددوتاخلا داشته باشم عاطفی ویه چیزدیگه
اون یه چیزدیگه روقاطعانه میگم واصلاحتی دوست ندارم مکث کنم روصحبتش نیست! هیچ وقت نبوده!اگه جوردیگه ای به توثابت شده من خودم دردرونم میدونم چه جوریاست وبرای شماتوضیح دادن توجیه فقط.پس اصلا فقط میگم این نیست وهیچ وقت این دلیله دوم نمیتونه منوازراهم دورکنه.
عاطفی که الان ازینی که الان باهم هستیم ومن درکمترین حدازباشمابودنم بازهم هم مگه میتونه اتفاق بیفته..خوب من الان چه قدرحق زندگی دارم !؟ چقدرداره نیازهای عاطفیم پرمیشه؟تقریباخیلی کم! پس من بایدهمین سالها همین وقت ها که انقدرتنهاترم نسبت به همه باید یه جوری یه کاری کنم! چرانمیکنم! چون حقیقت برام مثل روزروشنه که من هیچ جاجزخودت نمیتونم پرشم!برای اینکه بدونی من به همه چی آگاهم ودرشرایطش قرارگرفتم که همین ماه ها که اتفاقاهمیشه هم وقتی میشد که ازدست غمگین بودیا مثلا شماعلناازرابطت همون روزنوشتی ومیتونست دیگه بدترین تاثیرورومن بزاره! هرچقدرفکرکردم نتونستم..یعنی میدونستم که نمیتونم!عقلم میگفت این خوبه ومیتونه توروبرنگردونه حتی!بعدشماهم میری دنبال زندگی باخیال راحت تازه! فکرمیکنی این حرفهاتوذهن آدم نمیاد؟ ممکنه همیشه بیاد برای عقل خیلی ها پیش بیاد!اما مهم دلمه!مهم تواناییه دلمه که حرف خودشه!مهم اینه که ثانیه ثانیه رو واسم زهرمیکنه اگه بخوام راه غیرتوبدم!مهم اینه که من دیدم چی میکشم!گفتم من توانایی اوررایت ندارم!من دارم واسه هرلحظه خیانتی که به خاطرم مونده زجرمیکشم.انفاقا به نفعمه که ازت دورباشم که یادم نیاد چکارکردم.یابایدباخیالم ازخودت بایه آدمه دیگه کناربیام که جهنم بسازم براخودم..که مگه من تاوانشو پس ندادم! چقدرمیتونم احمق باشم!
یای دیگه ای نداره..
من خودم مسعولم وخودم بازندگیم اینکاروکردم که هیچ عقلی توجیهش نمیکنه اماچاره ی دیگه ای ندارم..میدونی اونایی که میدونن بعداینکه میبینن حال منومیگن خوب خودت پس میدونی ! وکوتاه میان چون میبین که چه طورمیگذره به زندگیم..فقط خودتی که نمیبینی..
بازهم من اصرارنمیکنم روادعام تاخودت زمان روببینی..چون من دارم واسه خودم این راه رومیرم!
تنهایی فقط گاهی سخته..درباقیه مواردمن باافتخارسرم بالاست که هیچ کس دوروبرم نیست وقتی همه تصورمیکنند که دختری مثل من نباید تنهاباشه!
من باخیالت هیچ وقت تنهانیستم!شایدگاهی ازدستت عصبانی بشم شایدذهنم خیلی تخیلات کنه که آره این کاروکن واون کاروکن!این کاروکن نه اینکه برم به راه دیگری..فقط راه تونباشم راه خودم باشم!ماهمیشه اسباب خنده دلم شده وقتی گقتم این بارفراموشت میکنم وبه میمه آخرنرسیده ده برابرقبل زمین گیرشدم از پاشدن حتی!
دوست ندارم اینجوری حرف بزنم مقابلت اما وقتی تواصرارمیکنی به امتدادگذشته مجبورم.
یای دیگه ای نداره..
من خودم مسعولم وخودم بازندگیم اینکاروکردم که هیچ عقلی توجیهش نمیکنه اماچاره ی دیگه ای ندارم..میدونی اونایی که میدونن بعداینکه میبینن حال منومیگن خوب خودت پس میدونی ! وکوتاه میان چون میبین که چه طورمیگذره به زندگیم..فقط خودتی که نمیبینی..
بازهم من اصرارنمیکنم روادعام تاخودت زمان روببینی..چون من دارم واسه خودم این راه رومیرم!
تنهایی فقط گاهی سخته..درباقیه مواردمن باافتخارسرم بالاست که هیچ کس دوروبرم نیست وقتی همه تصورمیکنند که دختری مثل من نباید تنهاباشه!
من باخیالت هیچ وقت تنهانیستم!شایدگاهی ازدستت عصبانی بشم شایدذهنم خیلی تخیلات کنه که آره این کاروکن واون کاروکن!این کاروکن نه اینکه برم به راه دیگری..فقط راه تونباشم راه خودم باشم!ماهمیشه اسباب خنده دلم شده وقتی گقتم این بارفراموشت میکنم وبه میمه آخرنرسیده ده برابرقبل زمین گیرشدم از پاشدن حتی!
دوست ندارم اینجوری حرف بزنم مقابلت اما وقتی تواصرارمیکنی به امتدادگذشته مجبورم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر