۱۳۹۲ دی ۱۲, پنجشنبه

میدونی که من تو خواب هم نمیتونستم ببینم که یه روزی حاضری بامن اینجوری حرف بزنی و الان فکرمیکنم میتونی بفهمی من چه حالیم..!
دارم تمام تلاشمو میکنم خوشحال نشم!
چون خودمو لایقه خوشحالی ، اونهم اینهمه خوشحالی ازسمت تو اصلا نمیدونم!

اساطیری..هیچ وقت ازیادم نمیره این جمله که ..
"من ذره ای تکون مژه هاتو حتی برای نگاه کردن به اطرافی غیرازخودم رو نمیتونم بپذیرم.."



=من الان احتیاج دارم بشینم کاملا فکرکنم ..و راستش الان دلم میخواد تا صبح هزاربارهرخط رو بخونم که نه درواقع الان  انقدرتشنه ست روحم احتیاج دارم کلمه به کلمه این جملات آخر روسربکشم...


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر