۱۳۹۲ دی ۶, جمعه

خوب قرارنبودیعنی باخودم قرارگذشته بودم که ننویسم..که علنامسئول نوشته هام نباشم..دلم میخواست تنهایی بدون حضور سایه سرزنش بار بنویسم برای دل خودم ..وه همین اینجاروبستم تا آزادباشم..آزادنه واسه هرکاری هرراهی..آزاد ازینکه ذاتم تحقیرنشه!
همیشه تنهایی بدون اینکه تو بخوای بدونی یابخونی بهتربلدبودم دوستت داشته باشم..حتی درنبودت بیشترمسئول داشته هام بودم ویا سعی میکردم اونطورباشم که تو ازمن انتظارداریوواتفاقا وقتی بودیم وبودی ..مسئولیت باتو بود..
حالااصلا همه نوشته های این مدت روتقریباپاک کردم که دیگه پرحرفی یا دفاع یا توجیه به حساب نیاد الان هم نخواستم دوباره همون داستان پیش بیاد..
اگه اینجاروبستم نه از سرهیچ کدوم ازتصوراتی که شماازمن داری بود...نه از سرتداوم لذت..نه از سرراحتیه خیال..نه خودخواهی..نه توجیه..
واسه نبودنم بود...
واسه اینکه باور کنم وجودندارم..
اینکه خودم قبول کنم که وجودم دیگه هیچ ارزشی نداره..
اما خوب نمیتونم..خودم که میدونی چقدرهنوز خوش باوره ..
اینجانباشم یه جای دیگه ام..
ولی خوب وقتی میای و آدم حساب  میکنی گاهیم..
انتظارداری که خبری باشه ازمن من هم انتظارداشتم به امروز من احترام بگذاری و
برای باقی احساسات و نیازهای انسانیم ارزش قائل باشی..
من نه یادم رفته چه قدراشتباه و گناه کارم نه توجیه کردم و اگه حرافی ای هم بودفقط واسه این بودکه ثابت کنم که دیگه اشتباهی نیست نه اینکه اشتباهی نبوده..نه اینکه من....
نمیدونم اما فعلا میدونم..که وقتی تو باخودت روراست نیستی من تنها کاریه که میتونم انجام بدم..
تومیدونی حال و روزمو..
من هم میدونم که تو تنها تصورمیکنی که این شمایی که بامشکلات تنهاموندی..این من هستم که  حقیقت همه محالیات داره درموردم اتفاق میفته!
من دارم زندگی عادیمو میکنم..یه زندگی عادی در شان خودم!
هیچ دلیلی هم نیست که من رااه و ازچاه نشناسم یا حتی اگه میشناسم چاهو انتخاب کنم..
خودم ام و خودم هیچ دلیلی هم نمیشناسه که بخواد خودشو اثبات کنه
من حتی مواظب خودم نیستم!یعنی اصلا آگاهانه ی من خودشو تو راه تردید هم قرارنمیده..
این آخرین باریه که میخوام رواین تاکید کنم..
من چرابخوام غیرازین تظاهرکنم..؟کدوم منطقی جواب این سوال رومیده..
من بهت احتیاج دارم..
خیلی فراتراینکه نیاز باشه واسش تعریفی بیارم..
اماتوواقعیت زندگی احتیاج های دیگه ای هم هستند..اما احتیاجم به تو همه اینهاروتحت تاثیرقرارداده ..حتی اگه تو به حداقل ترین حالت ممکن احتیاجم روبرطرف کنی..
واینکه مطمعنا من اگه روزی بخوام طوردیگه ای رفتارکنم ودرواقع یعنی اگه تونستم بی خبر اینکارونمیکنم..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر