۱۳۹۳ تیر ۱۸, چهارشنبه

چقدر حالم بده وقتى که
راه ميرموقتى که مى شينيم
وقتي پا ميشم
وقتي مى خوابم
وقتى مى خندم
وقتى گريه مى کنم
وقتى حرف مى زنم
وقتى ساکتم
وقتى فکر مى کنم
وقتى که بى خيالم
وقتى که تصميم مى گيرم
وقتى که فراموش مى کنم
وقتى که به خاطر ميارم
وقتي که نااميد مى شم
وقتى که اميدوارم
وقتى که مطمعنم
وقتى که شک دارم بتونم
وقتى که عاقل بايد باشم
وقتى که دعا مى کنم
وقتى که هرز باشم
وقتى که خريد مى کنم
وقتي که جاى تازه قدم مى گذارم
وقتى که خاطره ها رو زير پا مى گذارم
وقتى که دامن مى پوشم
وقتى که به  آيينه نگاه مى کنم
وقتى که سرم رو رو به آسمون مى کنم
وقتي که پيشرفت مى کنم
وقتى که درجا مى زنم
وقتى نماز مى خونم
وقتى که با يه نفر دست مى دم
وقتي که کتاب مى خونم
وقتى که شعر مى خونم
وقتى که دست به قلم مى شم
وقتى که آشپزى مى کنم
وقتى که عکاسى مى کنم
وقتي که آرايش مى کنم
وقتى که موهامو مى بافم
وقتى که قولامو زير پا مى زارم
وقتى که نفس مى کشم
وقتى که زندگى هنوز هم هست
وقتى که خوشحالم
چقدر حالم بده..
چقدر..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر