۱۳۹۳ تیر ۸, یکشنبه

ماه رمضون هاى زيادى رو پشت سر گذاشتم تو سختى و خوشى..
اين چندسال اخير که حداقل ماه رمضون هميشه واسه من بعد از يه چالش يه سختي يه آزمايش ..يه تلنگر...بوده..
گاهى راه نجاتم بوده..گاهى هم نه..
اما هميشه ماه رمضون بوده تا به خودم نگاه کنم و يادم بياد..

اينبار اما.. امسال اما..از همه سالها غمگين تر و دلم بىشتر گرفته ست..انقدر که باهمه مشغله و امتحاناهاى اين روزهام..باهمه دور بودن از خونه يه هفته ست که ماتم ريخته تو دلم و از شروع ماه رمضون مى ترسم..
از خودم مى ترسم..
از خداخجالت مى کشم..
از آينده و دنيا وحشت دارم که مى خواد ديگه چه بلايي سرم بياره..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر